معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
294
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
رجعنا الى القصة نقلست : كه چون قافله قطع منازل و طى مراحل نموده بنواحى مصر رسيدند موضعى سبزه پيدا كردند و قريب به چشمهء فرود آمدند ، و چون يوسف از تعب سفر متأثر گشته و زنگار غبار ، بر آينهء جمال او نشسته بود مالك بفرمود تا در آن چشمه درآمده خود را از گرد راه شستشوى دهد ، يوسف متوجه چشمه گشته ، جبرئيل امين قبهء آدم صفى را كه قبل از وقوع زلّت باحوا در آنجا بسر مىبرد آورده بر بالاى چشمه نصب فرمود ، تا بدن همايونش از چشم اغيار « 1 » مصون و از آفت عين الكمال مأمون ماند . بيت ز منزل چون « 2 » به چشمه گشت مايل * چو مه در برج آبى ساخت « 3 » منزل به طلعت بود خورشيد جهانتاب * چو نيلوفر فرورفت اندر آن آب تنش در آب چون عريان درآمد * به تن آب روان « 4 » را جان درآمد گشاد از هم مسلسل گيسوان را * برخ زنجير بست آب « 5 » روان را
--> ( 1 ) - ر : بدون اغيار . ( 2 ) - د - ح : تا به چشمه . ( 3 ) - د : كرد منزل . ( 4 ) - د : به چشم مرده گوئى جان در آمد . ( 5 ) - د : ابروان را .